9:10:18 - سه‌شنبه 23 ژانویه 2018

زلزله ی بیماریهای غیرواگیردار در شهرها / بیداری مسئولان ژاپنی در خواب مسئولان ما

زلزله ی بیماریهای غیرواگیردار در شهرها / بیداری مسئولان ژاپنی در خواب مسئولان ما
“بر اساس آمارها نرخ بیماری های غیر واگیردار مثل سکته ها، سرطان، دیابت و چاقی در هر دو کشور ایران و ژاپن بطور نگران کننده ای در حال گسترش است.” شعارسال : بدون مقدمه شروع می کنم: “بر اساس آمارها نرخ بیماری های غیر واگیردار مثل سکته ها، سرطان، دیابت و چاقی در هر دو […]

“بر اساس آمارها نرخ بیماری های غیر واگیردار مثل سکته ها، سرطان، دیابت و چاقی در هر دو کشور ایران و ژاپن بطور نگران کننده ای در حال گسترش است.”

شعارسال : بدون مقدمه شروع می کنم:

بر اساس آمارها نرخ بیماری های غیر
واگیردار مثل سکته ها، سرطان، دیابت و چاقی در هر دو کشور ایران و ژاپن بطور نگران
کننده ای در حال گسترش است
.”

چند سال قبل، برای اولین و تا به امروز آخرین بار توسط یک نهاد دولتی
در ایران برای برگزاری یک کارگاه آموزشی در زمینهٔ “نقش شهرسازی در پیشگیری و
کنترل بیماریهای غیر واگیردار” دعوت شدم. البته دعوت که چه عرض کنم. برای شرکت
در مراسم ختم پدرم در ایران بودم. به نیت پدرم که معلم بود، به استاد قدیمی‌ام که
در یک نهاد تصمیم گیر و تصمیم ساز دولتی مشغول بکار بود، زنگ زدم و گفتم حاضرم
هفته بعد مجانی‌ بیایم و برای مدیران و معاونین که تصمیمات اصلی‌ در زمینهٔ
شهرسازی و بهداشت کشور می گیرند، یک کارگاه برگزار کنم و جدیدترین یافته‌ها و
تجارب علمی‌ کشورهای دیگر را به اشتراک بگذارم
.

به یاد دارم در آن چند روز با شوق بسیار، مطالبی را آماده کردم. حتی با
رؤسایم در پژوهشکده های استرالیا و ژاپن هم تماس گرفتم و اجازه گرفتم که برخی‌
یافته‌های جدید علمی‌ در این زمینه که هنوز به چاپ نرسانده بودیم، را هم در این
کارگاه ارائه بدهم. آنها هم سخاوتمندانه قبول کردند. صبح زود از فرودگاه شهرمان
بسمت تهران حرکت کردم. کارگاه مجانی و از ساعت ۲ بعد از ظهر شروع میشد. به من گفته
بودند که به طور وسیع‌ درباره‌ کارگاه اطلاع رسانی شده و معاون وزیر به تمامی
کارمندان و مدیران نامه زده که شرکت کنند
.

بدون خوردن ناهار ساعت ۲ وارد سالن شدم. تعداد حاضرین ۵ نفر بود. قرار شد
تا ۲.۳۰ منتظر بمانیم. ساعت ۲.۳۰ با ۸ نفر کارگاه شروع شد. از این ۸ نفر ۳
نفر از دانشجویان سابق من بودند که خبر
کارگاه را شنیده بودند و بطور خودجوش شرکت کرده بودند. یعنی‌ تنها ۵ نفر از
کارکنان وزارتخانه و معاونین در جلسه بودند (۱ نفر از آنها هم بعد از ۱۵ دقیقه
سالن را ترک کرد). بدون وقفه با انگیزهٔ بالا مطلب را گفتم و کارگاه تمام شد. این
۷ بزرگوار خسته نباشید گفتند و من هم خدا را شاکر بودم که حداقل به این تعداد
مطالبی را گفته‌ام
.

موقع خروج از سالن هم منشی‌ یک پاکت حاوی ۱۵۰ هزار تومان به من بابت بلیت
هواپیما داد. تشکر کردم و از مجموعه درحال خارج شدن بودم که یکی‌ از همکلاسیهای
سابقم که در آن ارگان مشغول بود را بعد از سالها دیدم. بعد از احوالپرسی،
نامه‌ای را به من نشان داد و گفت: امروز این را دیدم فهمیدم تهران هستی‌. نامهٔ
اطلاع رسانی‌ کارگاه بود که معاون وزیر دستور داده بود
. با خنده گوشهٔ بالای نامه رو به من نشان داد و گفت :” تو چقدر دل
خجسته ای داری میای اینجا واسه کارگاه علمی! باز خوبه حتما پول خوبی گرفتی بابتش
“.

خبر مهم  داروهای داخلی باید قیمت و کیفیت مناسب داشته باشند

بالای نامه را نگاه کردم. معاون وزیر با تمسخر پاراف کرده بود:
“جهت شرکت همکاران و مدیران…شهرسازی.. بیماری….چاقی…هه هه هه….”
شب در پرواز ۱ ساعته تا منزل بارها چشمانم از اشک پر شد. احساس افتخار و شوقی که صبح
در مسیر رفت در من بود، تبدیل به احساس حماقت شده بود
.

چند ماه قبل به دعوت یک نهاد دولتی ژاپن برای صحبت پیرامون “نقش
شهرسازی بر بیماریهای قلبی و عروقی و مزمن” با قطار به شهر دیگری رفتم.
سخنرانی‌ را بعد از ساعت اداری در ساعت ۶ غروب گذاشته بودند. برایم جالب بود که از
حاضرین مبلغ کمی‌ هم بعنوان ورودی می‌گرفتند (مبلغی معادل خرید ۱ وعده غذایی
بیرون). راس ساعت ۶ صحبت شروع شد. گنجایش سالن که ۳۵ نفر بود تکمیل بود. در طول
صحبت، افراد یادداشت برداری میکردند و از اسلایدهایم عکس می‌گرفتند. در پایان هم
پرسش و پاسخ
.

خلاصه جوّ بسیار عجیبی‌ بود برای یادگیری. در طول جلسه، پیرمردی در
گوشه سالن جلوی درب خروج توجهم را به خودش جلب کرده بود. ایشان تمام ۲ ساعت
را ایستاده بود و یادداشت میکرد. مشخص بود بدلیل بیماری سرفه می‌کند و بهمین دلیل
ایستاده بود جلوی در که مزاحم سایرین نشود. بعد از جلسه، دیدم این فرد بسمت من آمد
و تشکر کرد. من کنجکاوانه از ایشان شغلش را پرسیدم. گویا ایشان از مدیران رده
بالای یک ارگان دولتی بهداشت بود. باورم نمی‌شد یک مدیر در این سطح، با این شرایط
سلامتی‌ و سن و سال، برای شرکت در یک بحث علمی‌ ۲ ساعت بایستد آنهم بعد از وقت
اداری
.

از ایشان پرسیدم چرا با این حال خراب شرکت کردید..پاسخ داد: در
زمان زلزله بزرگ کوبه من ۳۷ ساله بودم. بعد از زلزله, مدیران ما جلسات بسیار
زیادی را برای ما با محققین برگزار کردند تا علم ما در مورد زلزله و طریقه ی
مقابله با آن را بالا ببرند. نتیجه این شد که الان فرزندان من از زلزله هراس کمتری
دارند. برای اینکه ۲۰ سال بعد “فرزندان فرزندان” ما از بیماریهای
غیرواگیردار در امان باشند، ما مسئولین باید از الان به علم مجهز بشویم. سکوت کردم

خبر مهم  قاچاق انسان بازهم حادثه آفرید/ ۲۳ نفرمجروح و یک نفر کشته شدند

در پذیرایی شام دوباره از ایشان پرسیدم فایل سخنرانی‌ را میتوانستید از
افراد بعدا بگیرید. چرا خودتان شرکت کردید؟ به آرامی در گوشم گفت اگر من بعنوان
مدیر بالادستی در این جلسات شرکت کنم مدیران و کارمندان جوان انگیزه میگیرند…..ناخودآگاه
یاد پاراف معاون وزیر در ایران افتادم…”شهرسازی…بیماری..چاقی…هه هه
هه”… شب در مسیر بازگشت با قطار چند بار چشمانم از اشک پر شد
.

از آنروز تابحال بارها به این جمله‌اش فکر کردم..”فرزندان فرزندان
ما”…”فرزندان فرزندان ما”..به خودم گفتم اگر ۲۰ سال بعد فرزندان
فرزندان ما در ایران از من پرسیدند چرا ما باید در ۳۰ سالگی از فشارخون بالا و
حمله قلبی رنج ببریم ولی‌ هم سن و سالهای ژاپنی ما نه جوابم چیست..من یک معلم هستم..جز
نوشتن کاری از دستم بر نمیاد

تا به امروز در ۳ نوشته هشدار داده‌ام (سخنی با شهردار آینده تهران،
وقتی همه خواب بودیم: شهرسازی مرگبار و غفلتی که گران تمام شد، مقصر کیست:رفتار
نامناسب شهروندان یا شهرسازی غیرعلمی) موضوع را بیان کرده ام. فریاد زده ام که
اینبار غفلت ما بسیار خطرناک است. کنترل بیماری های غیرواگیردار بدون اقدامات
شهرسازی امکانپذیر نیست. دریغ از ذره ای عکس العمل در مسئولان بهداشت و شهرسازی کشور

ولی‌ امروز می‌خواهم آرزوهایم را
بنویسم..حداقل این آرزوها را ۲۰ سال بعد فرزندان فرزندان ما می خوانند و شاید از
شرمندگی ام در مقابلشان بکاهد
:

** آرزو دارم وزیر بهداشت ایران که بسیار
در مقابل دوربینها ظاهر می شوند، یکبار هم جلوی همان دوربین ها به وزیر راه و
شهرسازی نهیب بزند که
۱۰ میلیون ایرانی‌ در آستانه دیابتی شدن
هستند. شما برای جلوگیری و کاهش این نرخ چه برنامه ای‌ دارید؟ آیا میدانید شهرسازی
و عوامل محیطی‌ نقش بسیاری در این بیماریها دارند؟ آیا شما و تصمیمسازان شهرسازی
یافته‌های علمی‌ را رصد می‌کنید؟ آیا میدانید که کوچکترین اقدام شهرسازی شما تا سالیان
بسیار میتواند سلامت بخش اعظمی از مردم را به خطر بیندازد؟ آیا می دانید زمان برای
پیشگیری از این بیماریها در حال ازدست رفتن است؟

** آرزو دارم وزیر راه و شهرسازی که بدرستی
“پیگیر بهبود ناوگان هوایی‌ کشور” است، از معاونینش بخواهد که “آیا
میدانید ما مسئول سلامت مردم هم هستیم؟ آیا برای ارتقای دانسته‌های علمی خود
برنامه ای‌ دارید؟ اگر از علم روز دنیا باخبر نیستید، آیا مشاوره گرفته‌اید؟ آیا
میدانید اقدامات ما میتواند به سیستم بهداشت کشور کمک کند؟

خبر مهم  خدمات پیشگیری از سرطان پستان برای زنان روستایی و عشایر رایگان می‌شود

** آرزو دارم وزیر بهداشت که “در دفاع
از حقوق پزشکان صدایش بالا میرود”، یکبار هم با صدای بلند به معاونینش نهیب
بزند که “آیا میدانید تنها با کمک پزشکان نمی‌توان به جنگ بیماریهای غیر
واگیردار رفت؟ آیا میدانید محل و مکان سکونت افراد در این بیماریها تاثیر گذار
هستند؟ آیا میدانید سازمان بهداشت جهانی‌ بر نقش شهرسازی در این بیماریها تاکید
دارد؟ آیا میدانید که در کشورهای دیگر مدیران بخش بهداشت در تصمیمات شهرسازی دخالت
مستقیم دارند؟ آیا میدانید چرا شهردار فلان شهر دنیا بدون اجازهٔ سازمان بهداشت
کشورش جرات ندارد ۵ درخت را قطع کند؟

** آرزو دارم وزیر بهداشت که ” بسیار
دلنوشته منتشر می‌کند”، یکبار هم دلنوشته ای برای کودکان مظلوم ایران که
بالای ۷۰ درصدشان دارای اضافه وزن هستند، منتشر کند. در این دلنوشته, مدیرانش و
مدیران شهرسازی را خطاب قرار دهد. به آنها بگوید که جز همکاری بهداشت و شهرسازی
نمی‌توان جلوی سیل بیماریها را گرفت. از آنها بخواهد خودشان را به سلاح علم مجهز
کنند
.

** آرزو دارم وزیر بهداشت که گهگاه از
“خاطرات حضورش در جبهه جنگ تحمیلی و دفاع از کشورمان می گوید”، یکبار هم
به ذکر خاطره ا‌ی بپردازد که در آن ایشان از شهرداران و روسای علوم پزشکی‌ تقاضا
کرده است که در کنار هم باید به جنگ دیابت و سکته و سرطان بروند. آرزو دارم بگوید
جبهه امروز، جنگ با این بیماریها است که اکثر خانواده‌های ایرانی‌ را در سنین
پایین درگیر کرده است
.

و آرزو دارم باور کنند که قلب این
مدیران (که در زمان جنگ تحمیلی قهرمانانه در جبهه دفاع از کشور بودند) و قلب امثال
من (که در زمان پایان جنگ تحمیلی ۷ ساله بوده ام) برای سلامت این سرزمین و مردمانش
به یک اندازه می‌تپد
.

* دکترای طراحی شهری-استاد دانشگاه واسدا
ژاپن و انستیتو قلب و دیابت بیکر استرالیا

(بر اساس اطلاعات پایگاه علمی Web of Science دکتر کوهساری رتبه ی دوم بیشترین
پژوهش در پنج سال اخیر در زمینه “طراحی شهری” در دنیا را دارد
.)

شعارسال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از سایت تحلیلی – خبری الف ، تاریخ انتشار: ۲ بهمن ۱۳۹۶، کدخبر: ۳۹۶۱۱۰۲۰۶۴، www.alef.ir

[ad_2]

Source link

0/5 (0 نقد و بررسی)

منبع:
آخرین اخبار سرویس پزشکی پایگاه تحلیلی-خبری شعار سال
بانک پاسارگاد